سفرهای خارجی رؤسای جمهور معمولاً در نگاه نخست بهعنوان رویدادهای تشریفاتی دیده میشوند، اما در بسیاری از موارد آنچه در پشت درهای بسته این سفرها رقم میخورد، سرنوشت اقتصاد کشورها را تغییر میدهد. سفر پیشروی مسعود پزشکیان به چین نیز از همین جنس است. این سفر دقیقاً در آستانه اجلاس سازمان همکاری شانگهای انجام میشود و زمانبندی آن بهگونهای است که نمیتوان آن را صرفاً یک حضور نمادین یا سخنرانی در یک نشست بینالمللی دانست. چین را معمولاً دومین اقتصاد بزرگ جهان مینامند، اما به زعم برخی خبرگان، صورت صحیح این گزاره «اقتصاد اول جهان» است. فارغ از این جایگاه، چین بازیگری اثرگذار در جهان امروز است و تنظیم روابط طرفین به منظور تأمین منافع جمعی، میتواند در شرایط سخت کنونی دریچهای با مختصات جدید باشد. سالهاست درباره همکاری با شرق سخن میگوییم، اما در عمل کمتر توانستهایم از ظرفیتهای موجود بهرهمند شویم، بنابراین این سفر بیش از آنکه یک رویداد دیپلماتیک معمولی باشد، میتواند فرصتی برای بسترسازی جدید به منظور بهرهگیری بیشتر از ظرفیتهای اقتصادی باشد.
روابط ایران و چین سابقهای طولانی دارد و از دوران جاده ابریشم تا امروز نوعی پیوند تاریخی میان دو ملت برقرار بوده است، بااینحال روابط مدرن دو کشور بیشتر بر پایه منافع اقتصادی و انرژی استوار بوده است. چین در دهههای اخیر یکی از خریداران اصلی نفت کشورمان بوده و در دورههای تحریمهای تحمیلی، بهنوعی دریچه تنفس محسوب شده است، بااینحال این روابط هیچگاه به سطح یک شراکت جامع و پایدار ارتقا نیافته است، حتی سند ۲۵سالهای که چند سال پیش میان دو کشور امضا شد، باوجود ظرفیتهای گستردهای که در حوزه انرژی، حملونقل، سرمایهگذاری در زیرساختها و فناوریهای نوین داشت، در سایه نوعی تفکر شرقگریز، تاکنون بیشتر روی کاغذ مانده و به پروژههای عملیاتی منجر نشده است. یکی از انتظارات جدی از سفر پزشکیان به چین همین است که این سند از حالت نمادین خارج و به واقعیت اجرایی تبدیل شود. از یک سو فشارهای تحریمی خارجی و از سوی دیگر دیوانسالاری داخلی و البته تصمیمگیریهای متناقض و تغییر مداوم سیاستها از جمله دلایل به مرحله اجرا نرسیدن این سند است. اگر سفر رئیسجمهور به چین، بتواند این موانع را برطرف یا دستکم نقشه راهی روشن برای حل آنها ترسیم کند، میتوان به آینده امیدوار بود.
در کنار مسئله سند ۲۵ساله، موضوع نفت و انرژی جایگاه ویژهای در روابط دو کشور دارد. چین همچنان یکی از بزرگترین خریداران نفت کشورمان است و در شرایطی که صادرات نفت تحت فشارهای بینالمللی قرار دارد، همین خریدار بزرگ به نوعی تضمینکننده جریان درآمدی محسوب میشود. انتظار میرود در جریان دیدارهای دوجانبه، بحث بر سر استمرار و حتی افزایش صادرات نفت به چین جدیتر دنبال شود. اهمیت این موضوع آنجایی است که احتمال فعالشدن سازوکاری موسوم به «مکانیسم ماشه» و تشدید تحریمهای شدیدتر در ماههای آینده وجود دارد. اگر چنین اتفاقی بیفتد، هرگونه تضمین از سوی پکن مبنی بر ادامه خرید نفت میتواند نقش ضربهگیر مهمی برای اقتصاد ایفا کند، اما سفر پزشکیان به چین فقط محدود به قراردادهای دوجانبه نیست. حضور در اجلاس سازمان همکاری شانگهای و نشستهای جانبی آن فرصتی است ایران بتواند جایگاه خود را بهعنوان عضوی فعال در این سازمان تثبیت کند. عضویت ایران در شانگهای تاکنون بیشتر جنبه نمادین داشته و کمتر به مشارکت در پروژههای عینی منجر شده است. حال آنکه این سازمان بستر مناسبی برای همکاریهای گسترده در زمینههای انرژی، حملونقل، اقتصاد دیجیتال و امنیت منطقهای فراهم میکند. اگر ایران بتواند با پیشنهادهای مشخص و قابلاجرا در این اجلاس شرکت و نظر چین را جلب کند، راه برای مشارکت در پروژههای مشترک باز خواهد شد. این امر ضمن آنکه منافع اقتصادی مستقیم در پی دارد، به تقویت موقعیت کشورمان در معادلات شرق کمک میکند.
از زاویهای گستردهتر، باید توجه داشت که جهان در حال تجربه تغییر توازن قدرت از غرب به شرق است. چین، هند، روسیه و دیگر قدرتهای نوظهور آسیایی با سرعت در حال تقویت همکاریهای اقتصادی و سیاسی خود هستند و طرحهایی نظیر «کمربند و جاده» چین عملاً نقشهای تازه برای اقتصاد جهانی ترسیم کرده است. در چنین شرایطی، باید جایگاه خودمان را در این نظم جدید تثبیت کنیم. موقعیت جغرافیایی کشورمان بهعنوان پل ارتباطی شرق و غرب و منابع عظیم انرژی کشور، فرصتهایی بیبدیل برای حضور فعال در این روند جهانی فراهم میآورد. سفر پزشکیان به چین میتواند نشانهای از اراده ایران برای حضور در این تغییرات باشد؛ ارادهای که اگر جدی گرفته شود، دستاوردهای بزرگی در پی خواهد داشت، البته نباید سادهانگار بود. چین هرچند میتواند شریک مهمی برای ایران ما باشد، اما در نهایت کشوری عملگراست که منافع اقتصادی خود را در اولویت قرار میدهد و طبعاً مبادلات اقتصادی پکن با کشورهای رقیب ما بیشتر است و بهخوبی میداند که در تعامل با ایران، همیشه سایه فشارهای غرب وجود دارد، بنابراین نباید انتظار داشت چین صرفاً از سر دوستی یا ایدئولوژی حاضر شود هزینههای سنگین برای ما بپردازد، اما این به معنای خالی بودن دست ما نیست و باید از ظرفیتهای بالقوه به خوبی استفاده کنیم.
از سوی دیگر، باید به موانع داخلی نیز توجه داشت. دیوانسالاری پیچیده، ناهماهنگی میان نهادها و دستگاههای اجرایی و تصمیمگیریهای لحظهای و مهمتر از آن دخیل کردن برخی نگاههای سیاسی در تأمین منافع جمعی، همانند آنچه معالأسف در برخی نهادهای دولت فعلی در جریان است! مانع بزرگی برای جذب سرمایهگذاری و اجرای توافقات بوده است. اگر این مشکلات حل نشود، حتی بهترین توافقها هم روی زمین خواهند ماند. یکی از وظایف دولت پزشکیان این است که با ایجاد هماهنگی در سطح عالی، زمینه را برای اجرای واقعی توافقات فراهم کند.
در کنار مسائل اقتصادی، پیام سیاسی این سفر نیز اهمیت دارد. همزمانی آن با گمانهزنیها درباره احتمال فعال شدن آنچه «مکانیسم ماشه» نامیده میشود، این گمانه را قوی کرده است که ایران قصد دارد نشان دهد میتواند روابط خود را با شرق گسترش دهد تا فشارهای غربی را خنثی کند. این پیام هم برای افکار عمومی داخلی مهم است، چون به جامعه امید میدهد کشور راههای جایگزین دارد و هم برای غرب، زیرا نشان میدهد فشارهای بیشتر لزوماً به انزوای ایران منجر نخواهد شد.
در مجموع میتوان گفت سفر پیش روی رئیسجمهور کشورمان به چین، سفری عادی نیست. این سفر میتواند آغازگر فصلی تازه در روابط اقتصادی و سیاسی ایران با شرق باشد؛ فصلی که در آن سند ۲۵ساله از کاغذ خارج و صادرات نفت تثبیت شود، از طرفی حضور ایران در شانگهای معنا پیدا کند و جایگاه کشور در معادلات آسیایی ارتقا یابد، بااینحال تحقق این اهداف نیازمند اراده و پیگیری جدی است. اگر دولت پزشکیان بتواند از این فرصت بهدرستی استفاده کند، شاید بتوان گفت ایران در مسیر تازهای از همکاریهای راهبردی قرار گرفته است؛ مسیری که میتواند در برابر فشارهای غرب سپری اقتصادی ایجاد کند و افقهای جدیدی برای توسعه کشور بگشاید، اما اگر این فرصت صرفاً به بیانیههای پرطمطراق و عکسهای یادگاری محدود شود، دستاوردی نخواهد داشت.